مهرآیین

 ...

از بزرگ زادگان شهر انشان ،زادگاه کوروش و اجدادش هستم .پس از سیاهی های یورش یونانیان  ،اجدادم در استخر مسکنی دائم گزیدند و من خسته و فرسوده از کردار روزگاران  به کنج انزوا فرو رفته ام.

روزگاری ضحاک کش زمانه بودم ،آن کاوه بزرگ  آریایی منش .آن آزاده منش  راست کردار.آنکه دلیری را بر ظلم زمانه استوار و پابرجا بساخت.

روزگاری کاوه آهنگر بودم و حال شاهینم ،سپهسالار جنگ با رومیان.تاجگذاری یزدگردنزدیک است .بزرگان و موبدان در راه استخر هستند و فر پادشاهی در کش و قوس قدرت و تقدیر باید که به او در  رسد.

همواره با افتخار و غرور به سروهایی می اندیشم که کوروش و داریوش ، نواده های هخامنش بزرگ در این ملک پارسی کاشتند.به خواب های  خشایار شاه و تعبیرهای آرتابای و نصیحت های اردوان می اندیشم.اینکه یونان چرا و چگونه فتح شد؟آرزوهای فتح چرا بر باد فراموشی رفتند و افسوس ها جان کردار گرفتند. 

به  رشادت ها و تدبیرهای اردشیر  درازدست هخامنشی می اندیشم و رفتارهای اخس و جانشینان،به سادگی آرسس در سازمان شاهی می اندیشم و خیانت های امثال خواجه باگواس، دیر آمدن دارا و جزای  خیانت خواجه . به نیزه داماد دارا بر بازوی  فرمانده یونانی .اینکه کار این همه نظم و رشادت چرا بدان جا کشیده شد  که  اسب های ستوران غریب خاک پارس را برگرفتند و رخشیدند.14/4/90

+ نوشته شده در  جمعه 21 مرداد1390ساعت 23  توسط ف-ک  | 

جان لاک :


1- تمامی موجودات انسانی عقلانی اند ،همگان از حیث برخورداری از حقوق طبیعی

زندگی،آزادی و دارایی خود یکسان اند و هیچ الزامی را نمی توان بر حقوق دیگران

تحمیل کرد.


2- عقل به نوع بشر که جز به حکم آن عمل نمی کند می آموزد که چون همه مساوی و

مستقل اند ،هیچ کس نباید به جان ،سلامت و آزادی یا اموال دیگران لطمه وارد کند.


3- هیچ چیز در فهم نیست مگر آنکه نخست در حس بوده باشد.


4- اندیشه چیزی است که نمی توان به آن شک کرد.


5- خرد در هر کار باید آخرین داور و راهنمای ما باشد.

+ نوشته شده در  جمعه 16 اردیبهشت1390ساعت 10  توسط ف-ک  | 

در طی سالیان دراز از انتشار بوف کور ، نقد های


بسیار وگاها عمیقی بر این کتاب نه چندان


 دلچسب نوشته شده ،که هر کدام در جای خود


گویای مطالبی جالب و پرمحتوا هستند ، اما


هیچگاه این امکان به وجود نیامده که بتوان فلسفه


و معناهای رازگونه این اثر را آن طور که شایسته 


روح داستان است در راهکاری منسجم و منظم به


طورکامل انشا نمود ،زیرا یا محققان و منتقدان


ادبی ما  مکانیسم ها و اصول روانکاوی و روان


شناسی را به طور کامل نشناخته و ارزیابی نکرده


بودند یا روان شناسان و روانکاوان از اصول اولیه


نقد ادبی و موشکافی و تاویل متن بهره ای


جسورانه و حرفه ای نداشته اند و آشنایی شان


به اصول و مبانی فلسفه که ریشه اصلی و


قدیمی علوم جدید هست متکی به تاریخ فلسفه


هایی تالیف :(مرحوم محمد علی فروغی- مرحوم


 دکتر محمود هومن – ترجمه آثار برتراند راسل –


آثار فلسفی ویل دورانت) و دروس دانشگاهی و


متوسطه دهه 20 تا 40 بوده است.


دانستن یک علم به صورت حفظ طوطی وار که


متاسفانه رایج حوزه های علمی و دانشگاهی


شده است با کاربرد تحلیلی دانستن خطوط پید


ایی و نشانگان وجودی خلق حوادث و رخدادها بی


اندازه متفاوت و متناقض است .وقتی وقوف بر علوم


داریم اما از پیدایی و چگونگی علت و معلول ها و


بیان شرایط وقوع  ،عاجز و درمانده ایم در واقع


نوعی سرگشتگی و درجازدن برای پیشبرد و باز


نمودن علل انجام داده ایم و به سلسله دور باطل


ها پیوسته چنگ زده ایم و عمر به بی حاصلی و

کج مداری ره پیموده ایم .


(لازم است متذکر شوم، اولین فرهنگ مکاتب فلسفی در ایران، توسط شادروان دکتر احمد هوشنگ اردوبادی در سال 1335 ترجمه و در سال 1337 توسط دانشگاه شیراز به چاپ رسیده است).

+ نوشته شده در  جمعه 26 فروردین1390ساعت 22  توسط ف-ک  | 

مارکوس اورلیوس(فیلسوف رواقی و قیصر روم باستان):


1- به نفس خویش پناه ببرید.


2- انسان نمی تواند چیزی جز زمان حال را از دست بدهد ،چون این تنها چیزی است که دارد ،و کسی نمی تواند چیزی را که ندارد از دست بدهد.


3-عمر آدمی لحظه ای بیش نیست ،وجودش جریانی گذرا ،احساساتش مبهم ،جسمش طعمه کرم ها ،نفسش گردبادی نا آرام ،سرنوشتش نامعلوم و شهرتش ناپایدار است.


4- زیبایی هر چیزی قائم به ذات است و مرهون چیز دیگری نیست.


5- طلب هر چیزی باید با قدر و ارزش آن متناسب باشد.پس ،اگر می خواهی مایوس و دلسرد نشوی،هرگز مجذوب چیزهای بی ارزش مشو.


6-هیچ اتفاقی برای انسان رخ نمی دهد مگر آن که طبیعت توانایی تحملش را به او عطا کرده باشد.


7- زندگی کوتاه است ،و تنها ثمره این زندگی خاکی آن است که در درون مقدس باشی و در بیرون به دیگران خدمت کنی.


8- کمال شخصیت آن است که هر روز را به گونه ای سپری کنیم که انگار آخرین روز زندگی ماست و از آشفتگی ،کاهلی و تظاهر بپرهیزیم.


9- کسی از سود بردن خسته نمی شود ،ولی کسی سود می برد که موافق طبیعت عمل کند.سود رساندن به دیگران موافق طبیعت است.پس هرگز از سود بردن از طریق سود رساندن به دیگران خسته مشو.


10-   شادی حقیقی انسان در این است که به وظایف خود عمل کند.


11-   با فروتنی بپذیر ؛با بی اعتنایی به آن تن بده. 

هر شکلی از طبیعت همیشه بر هنر برتری دارد ،زیرا هنر چیزی بیش از تقلید طبیعت نیست.


12-  ما به قضاوت دیگران درباره خودمان بسیار بیش تر از قضاوت خویش درباره خودمان اهمیت می دهیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 11  توسط ف-ک  | 

تاریخ روابط داماد - مادر زن از دید مردم شناسی و روانکاوی:


انواع عدم رابطه بین مادر زن و داماد دربومیان استرالیا و افریقا از قدیم وجود داشته است.ص35

میان بومیان زولوها zoulous) )چنان رسم است که مرد از مادر زنش خجالت بکشد و حتی المقدور از مجالست با او پرهیز کند.ص36


ای . بی .تایلور( e.b.tylor)چنین می اندیشد :


 رفتار مادر زن با داماد چیزی جز یک قسم به رسمیت نشناختن داماد از سوی خانواده زنش نمی باشد.داماد تا تولد نخستین کودک نا محرمی بیش به حساب نمی آید.ص38

یک زن اهل زولو می گوید:


"این درست نیست که داماد پستان هایی را که به زنش شیر داده است ،ببیند.ص38

میان اقوام متمدن نیز روابط بین مادر زن و داماد یکی از جنبه های خطرناک سازمان خانوادگی را تشکیل می دهد.ص38

در مادر زن این احساسات وجود دارد که با حسرت از دخترش جدا می شود و نسبت به این نا محرمی که دخترش را بدو می سپارد،بد گمان است و با این همه مایل است اراده اش را چنانکه در خانه اش چنین میکند،به او تحمیل کند.ص39

در داماد نیز این احساسات وجود دارد که دیگر از هیچ بیگانه ای فرمان نبرد و با کسانی که پیش از او مورد محبت زنش بوده اند،به رقابت برخیزد و بالاخره با هر چیزی که موجب آلودگی خیالات خوش او در مورد ارزش های بیش از حد زن جوانش می گردد،مخالفت میکند.ص39

بسیار اتفاق می افتد که مادر زن اتفاقا برای سرکوب کردن احساسات عاشقانه نا مشروع خود نسبت به دامادش احساسات ضد آن که همان احساسات کینه توزانه و غیر آزارانه باشد،،در حق او از خود ظاهر می سازد.ص 40

مردان نخست به مادر و یا شاید به خواهر خود عاشقند و بعدا پای بند دختر یا زن دیگری که به عقد ازدواج آنها در می آید ،می شوند.اینان برای اجتناب و اعراض از افکار و نیات راجع به زنای محارم ،عشق و علاقه های خود را از دو نفری که در گذشته (در کودکی) سخت بدانها علاقه مند بودند ،به یک نا محرم که شبیه آنهاست ،منتقل می سازند.مادر زن جای خواهر و مادرشان را می گیرد و این میل در آنها احیاء و تشدید می شود که مجددا به عصر نخستین انتخاب های عاشقانه خود باز میگردند.ص41

هیچ چیز نمی تواند مانع ازین نظریه شود که وحشیان به انگیزه همین عامل زنای با محارم بوده است که آن ممنوعیت ها را در مورد روابط داماد و مادر زن وضع کرده اند.ص41

توتم وتابو – زیگموند فروید- ایرج پورباقر- انتشارات آسیا – چاپ سوم – 1385

+ نوشته شده در  جمعه 29 بهمن1389ساعت 15  توسط ف-ک  | 

نمایه ای از هرمونتیک (تاویل متن):


هر اثر ((دنیای نشانه ها))ی ویژه ی خود را می آفریند و دلالت معنایی خاص خود را ایجاد می کند ،از این رو واقعیتی است مبهم .ص7

((کلید معنایی)) رمز اصلی اثر هنری است . یافتن آن مشکل گشای بسیاری از پیچیدگی ها  و دشواری ها خواهد بود.ص 9

تاویل متن ،در حکم کوشش برای راهیابی به افق معنایی اصیل متن است.ص497

ساختار و تاویل متن – بابک احمدی – نشر مرکز – چاپ یازدهم – 1388


تعریف متن بودگی (texuality):

به این معنی که انسان جهان را صرفا از خلال زبان درک و تحلیل می کند و به عبارت دیگر از جهان متن هایی بی پایان و تو در تو میسازد.از این رو چیزی خارج از متن

hors – text) )وجود ندارد:همه چیز درون زبان و درون متن است.ص315


تعریف ژاک دریدا از رابطه بین متنی intertext)):


متن هایی که به باور دریدا با یکدیگر رابطه برقرار می کنند.بدین معنی که زمانی که متنی به وجود می آید هویت می یابد.این هویت لزوما هویتی که خالق متن دارد یا تمایل داشته در آن متن قرار بدهد نیست ،حتی هویتی ثابت نیز نیستند بلکه هویتی بالقوه و متغیر است که با هر قرائتی می تواند به گونه ای جدید در آید ،هویتی که با قرائت گر و با متون دیگر رابطه برقرار میکند. ص315

تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی – ناصر فکوهی – نشر نی – چاپ ششم – 1388-


تعریفی خودساخته از نقد:


نقد ،انتخاب و نوع تفسیر در جهت دستیابی و استیلا به مفهوم و خواست های اولیه و ثانویه نویسنده است که میتواند بسیار مشهود یا پنهان در عمق یا سطح نوشتار قرار داده شده باشد.عمل نقد می تواند توسط شارح زبردست یا خوانندگان عادی با توجه به درک و تخصص به گونه های بسیاری تفسیر و انجام شود.

گاهی جنبه های فراتر از اندیشه نویسنده هم در تفاسیر متنوع و موضوعی راه پیدا می کنند ،این نوع تفاسیر و آشکارسازی های گاه ساده و پیچیده ،همان لغزش های نقاد و تفسیرکننده است که بسیار دیده می شود زوایای نقد آسان را گاه دچار چالش های مفهومی و ثقیل می کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 فروردین1390ساعت 22  توسط ف-ک  | 

شناسایی نشانه های افراد روان رنجور:

فروید هرگز باور نداشت که درمان می تواند به فرد خوشبختی بدهد ،بلکه حداکثر هنرش این است که فرد را آماده می کند تا مشقات اجتناب ناپذیر زندگی اش را تحمل کند.

تغییر رفتار و رفتار درمانی – علی اکبر سیف – نشر روان – چاپ سوم – 1377- ص384

لااقل بخش مهمی از معیارهای فرد روان رنجور ، نوعی ظاهرسازی نیمه آگاهانه برای دیگران است تا بدین وسیله رسیدن به هدفی خاص را برای خود فراهم و تسهیل سازد.افراد روان رنجور به طور دائمی آمادگی اشتغال به تفکرات واهی و خود سرزنشی(self – blame) را دارند.

آشکارترین عواقب عوامل فرهنگی بر روان رنجوری ها را می توان در تصویری که فرد روان رنجور به خود و دیگران نشان می دهد،مشاهده کرد.

 راه های نو در روانکاوی – کارن هورنای – سعید شاملو- انتشارات رشد- چاپ اول – 1387- ص 130

تعاریف و توضیحاتی در خصوص  لیبیدو ( (libido:

هر غریزه ای یک منبع ،یک موضوع و یا هدف دارد.منبع همان حالت تحریکی است که در بدن پدید می آید و هدف از میانه برداشتن این تحریک است و غریزه طی مسیری که از منبع تا هدف طی می کند ،در روان منشاء حرکت می شود و ما غریزه را مشتی نیرو می پنداریم که راه خود را در مسیری باز می کند.

توتم و تابو – زیگموند فروید – ایرج پورباقر- انتشارات آسیا – چاپ سوم – 1385- ص43-42(نقل از دیباچه ای در باب روانکاوی)

لیبیدو یا زیست مایه libido)):

میل جنسی عبارت است از، انرژی حاصل از محرک های اولیه تمایل غریزی ،که اغلب با بازگشت مخصوص به نیروی محرکه زندگی جنسی به کار میرود.ص32

خدا در ناخودآگاه – ویکتور فرانکل – ابراهیم یزدی – انتشارات رسا – چاپ دوم - 1388

 از واژه لیبیدو می توانیم باز هم  برای تظاهر نیروی سایق عشق eros)) استفاده کنیم ،تا بتوانیم آن را از نیروی سائق مرگ متمایز کنیم.

 لیبیدو در همه تجلیات غریزی سهیم است ،اما همه آن تجلیات را تشکیل نمی دهد.

تمدن و ملالت های آن – زیگموند فروید – محمد مبشری – نشر ماهی – چاپ سوم – 1385- ص90

 یونگ نشان داده است که دو اصل نرینه و مادینه که یکی مثبت و فعال و آن دیگر منفی و منفعل است بر سراسر جهان هستی حکمفرماست.این ثنویت همان دوگانگی لیبیدوست که دو جنبه مادی و معنوی ،برونی و درونی ،فعال و منفعل سازنده و پذیرنده دارد.ص 27

مجله هنر و مردم – شماره 99 – دی1349 –(مقاله جلال ستاری)

فروید اعتقاد دارد:

" افراد روان رنجور نمی توانند در برابر تمایلات خود مقاومت کنند.آنها مثل یک فرد سالم  توان آن را در خود نمی بینند که ارضای خواسته هایشان را حتی برای مدتی کوتاه به تعویق بیندازند.ارضای آنان باید فوری و بدون تاخیر صورت پذیرد زیرا لیبیدوی غیر طبیعی و پر نفوذی دارند".

راه های نو در روانکاوی – کارن هورنای – سعید شاملو- انتشارات رشد- چاپ اول – 1387- ص53

لیبیدو محور گردونه وجود انسان و نیروی محرک حیات جنسی است. ص90

اتورانکotto rank)) معتقد است :

 آغاز فعالیت لیبیدو ،مرحله جنینی است.ص101

 نظر دکتر آریانپور در مورد لیبیدو:

...چون لیبیدو از همجنسش به جنس مخالف می گراید،کودک ناچار می شود به یکی از والدین که از جنس مخالف است دل ببند. ص108

 فروید و فرویدیسم – ا.ح.آریانپور- شرکت سهامی کتاب های جیبی – چاپ دوم – 1357-

تعریف یونگ از لیبیدو:

من لیبیدو را به صورت یک مشابه روانی انرژی جسمی در نظر می گیرم ،یعنی به عنوان مفهومی کمی که به همین دلیل نمی بایست آن را با اصطلاحات کیفی تعریف کرد.

خاطرات ،رویاها ،اندیشه ها – کارل گوستاو یونگ – پروین فرامرزی  - انتشارات آستان قدس رضوی – چاپ سوم – 1378

با توجه به این موضوع ،که لیبیدو بر ناخودآگاه تسلط دارد احتمالا لیبیدوی پر نفوذ و غیر طبیعی افراد روان رنجور مانع از تفکر استدلالی برای درک شرایط موجود و تسهیل خواسته و اوامر آنها است.(عکس این موضوع نیز وجود دارد یعنی تسلط های مقطعی ناخودآگاه و خودآگاه بر لیبیدوی کم نفوذ ، ناموثر و کم دوام ).

فروید موضوع تسلط لیبیدو برناخودآگاه را غریزی میداند اما هورنای اعتقاد دارد که علت قدرت این تمایلات یعنی (خود بزرگ بینی و وابستگی)این است که هم باعث ارضا می شوند و هم به شخص احساس امنیت میدهند،زیرا بشر تنها تابع اصل لذت نیست، بلکه دو اصل امنیت و ارضا شدن هم بر او تاثیر می گذارند(هورنای-آدلر- سالیوان).

راه های نو در روانکاوی – کارن هورنای – سعید شاملو- انتشارات رشد- چاپ اول – 1387-  ص 54-53

مسبب اصلی این عوامل(خود بزرگ بینی و وابستگی) وجود اضطراب است که مسبب اصلی جست و جوی ایمنی برای هر فرد است.(هورنای)

 راه های نو در روانکاوی – کارن هورنای – سعید شاملو- انتشارات رشد- چاپ اول – 1387- ص106

لیبیدو همیشه دارای ماهیت مذکر است ،اعم از اینکه در زن به وجود بیاید یا در مرد.

هنر عشق ورزیدن – اریک فروم – پوری سلطانی – انتشارات مروارید – چاپ 26- 1387 – ص51

در اینجا به این مطلب اشاره میکنم که روابط بین افراد گاها میتواند نتیجه تغییراتی باشد که در لیبیدو حاصل می شود.

+ نوشته شده در  شنبه 7 اسفند1389ساعت 23  توسط ف-ک  | 

آینه(دیدگاه نمادپردازی) :


نیست فقط روی جهان آینه

هست دل و دیده و جان آینه

روی تو را دیدم از آینه ها

سر تو را یافتم از سینه ها

                            (شاه داعی شیرازی)


آینه به عنوان یک سطح بازتابنده ،پشتوانه نمادگرایی پرباری در زمینه شناخت و آگاهی است.ص323


آینه بازتاب چیست ؟

حقیقت ،صمیمیت ،درون قلب و آگاهی.ص323

آینه ابزار اشراق است ،در واقع ، نماد فرزانگی و آگاهی است.ص325

آینه پوشیده از گرد و غبار ،آینه روحی کدر از جهالت است.ص325

آینه نماد توالی شکلها ،و نماد مدت محدود و همواره متغیر موجودات است.ص326

آینه علامت هماهنگی در وصلت زناشویی است.ص327

در ژاپن ،آینه نماد خلوص کمال روح است.ص328


فلوطین فیلسوف اعتقاد دارد:

تصویر یک موجود ،به مثابه یک آینه ،در معرض دریافت تاثیراتی از الگوی خویشتن است.ص329

انسان مطابق با موضعی که اتخاذ کرده ،همانند یک آینه ،زیبایی یا زشتی را باز می تابد.ص329

جام جم ،شهنشاه اساطیری ایران ،در واقع یک آینه بوده،و به سهم خود ،نماد قلب سالک است.ص331

آینه – که در قدیم فلزی بوده – نماد قلب بود،و زنگار نماد گناه و صیقل نماد تزکیه روح .

ص331

آینه ها نماد امکاناتی هستند که ذات خداوند در اختیار دارد تا متجلی شود،امکاناتی منبعث از فضیلت بی منتهایش ،این است مفهوم اصلی آینه.ص332

آینه نماد مبادله آگاهی هاست.ص333



فرهنگ نمادها (الف) – ژان شوالیه و آلن گربران – سودابه فضائلی – انتشارات جیحون – جلد اول – چاپ سوم – 1388

راوی همواره بازتاب خود تحقیرشده اش را در آینه می بیند.

خودم را که در آینه نگاه میکردم.ص47

رفتم جلو آینه ...ص77

گوئی انعکاس آنها در من بوده است.ص78

رفتم جلوی آینه...ص86

 

بوف کور – صادق هدایت – انتشارات جاویدان - 1356

+ نوشته شده در  جمعه 6 اسفند1389ساعت 0  توسط ف-ک  | 

اندیشه های کلان تاریخی و فرهنگی در بوف کور:

کارل گوستاو یونگ می گوید:

تصویر جهان ، فرافکنی جهان درون است همچنانکه جهان درون، درون فکنی جهان خارج است. روان شناسی تحلیلی یونگ – (سخنرانی های کلینیک تویستاک لندن)- فرزین رضاعی – انتشارات ارجمند- چاپ اول – 1382 - ص 79  

صادق هدایت در مکتب اندیشه ورزی شخصی اش به نویسنده ای مترقی بدل می شود نه در چهارچوب نهادها و شبه نهادهایی چون سازمان پرورش افکار*(سازمان ونهادی بود که در اوائل سلطنت رضا شاه پهلوی تشکیل شد)و این قبیل ساختارها کارکردگرای نو ظهور و پر طمطراق دربعضی شهرهای آن زمان. این خودباوری ها و خودکاوی های شخصی صادق هدایت همراه با عشق و علاقه ای که به احیای هویت ملی ایران قدیم داشت در نهایت به خودشکوفایی عظیمی در او و آثارش انجامید که البته برای اکثریت عوام نا شناس ماند. به جرات میتوان گفت شروع و اوج رستاخیز مدرن ادبی در ایران با نگارش اثری متفاوت چون بوف کور شروع و همراه شده است.اثری که بی اغراق دوران پیش و پس از خویش را در چهارچوب زمان حیات خود به تقسیم دوران های گذشته ، حال و حتی آینده رسانده است.احتمالا نگارش این داستان میتواند برداشتی از وقایع گریزی و مشوق دست یابی به راستی ،کمال و بازیابی ارزش های (سنتی – اجتماعی – ملیتی) و رجوع به اصل و خاستگاه پیوستن به مرکز وحدت گذشته های تاریخی یک ملت سعادتمند باشد. داستان به طور پنهان و اسرارآمیز گذشته تاریخی ایران و نوعی بازگشت اندیشه گونه به حقیقت های غبار گرفته و رنگ باخته آن است.به هیچ وجه اصالت ، ریشه وجودی و پیدایی این حقیقت ها برایش مهم و ضروری نیست بلکه چگونگی از اوج فرو افتادن از آن قله های آرزو، افتخار و خواستن مد نظر حسرت گونه اش است.جنگ نویسنده دگر اندیش و روشن بین از تاریخ و هویت ملی با وجدان درونی که گاه خیرخواه و گاه فتنه آفرین می گردد،می تواند یکی از عوامل این آفرینش ناب در ادبیات معاصر ایران باشد.اما عامل دوم شاید بروز و رشد یک نوع وسواس پیچیده است که می توان منشاءاش را حقارت ایجاد شده در زمینه هویت (ملی – فرهنگی )به حساب آورد که به احتمال زیاد باعث ایجاد تعریف و شرح هیجانات منفی این اثر شده است.نویسنده به عمد چند شخصیت را در عملکردهای خودشان با نقش هایی مشترک و تکامل یافته هم پوشانی و پنهان کرده است .نقاش می تواند پیرمرد باشد ،پیرمرد میتواند عمو یا پدر یا پیری دگرگون شده خود راوی یا نماد کامل نرینگی و نوعی نیمچه خدایی و وجود برتر در زندگی باشد.همه این موارد می تواند در شخصیت های زنانه رسوخ کرده و جنبه های آنیما و آنیموس آنها را در لحظاتی دگرگونه و مرئی کند.داستان سراسر بیان رهبری شده نوعی آرزوهای ناکام است.آرزوهایی که گاه برای مردم عامی غیر واقعی و غیر طبیعی رخ می نمایانند،اما برای راوی وجود و نوعی حقیقت تمثیلی گشته اند. راوی شغل و درآمد ندارد اما ته جیبش دو قران و یک عباسی پول هست یعنی اصالت تاریخی و تمدنی او از 2400 سال پیش(به قول خودش دو ماه و چهار روز) شروع شده ،امکان دارد در اندیشه اش تنها آن سرآغاز و پیشینه تاریخی برایش باقی مانده است واین تنها موجودی ارثیه و هویتش برای ارائه به هر کس و هرچیز در هرجاست. رقم 24 خاص فلسفه sankya)) است که مجموع قوای انسانی و مواد اولیه را 24 می داند. مجله هنر و مردم – شماره 122 – آذر 1351- ص47– (مقاله جلال ستاری)

می توان گذشت 24 قرن را مشابه نظر بالا دانست.در هر صورت اعداد میتوانند رمز و رازها و ناگفته های پنهانی هر نویسنده ای در توصیف و ساختار اثر باشند2400 سال می تواند آغاز پادشاهی یا به قول هگل در کتاب عقل در تاریخ:))اولین امپراطوری جهانی ،توسط کوروش کبیر بنا شد)) باشد.  

قسمتی از کتاب این زندگی من است(شرح و روانکاوی پیشرفته بوف کور)نوشته ف-ک

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 بهمن1389ساعت 22  توسط ف-ک  | 

زماني دراز

برده اي بودمي

زنجير و حلقه اي داشتمي

ديوارها بلند و سنگي

قلعه اي داشتمي.

دور تا دور ميدان،

چرخشي داشتمي.

پا به پا با همرهان

تحفه اي داشتمي.

آن روزها

آزادي و اسارتم،

معشوقه و اهريمن

آسمان چهار ضلعي ام بودند.

آري

من نه گفتم به اجبار زمان.

آن گاه

 

نبض ازدحام مربع اسارتم شدند

 

ماه و ستارگان و خورشيد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مرداد1389ساعت 2  توسط ف-ک  |